Lilypie Third Birthday tickers آریان



نویسنده : نازنین ; ساعت ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱٤

 پسر گلم سلام

امروز می خوام با تو حرف بزنم. باورم نمیشه اون کوچولوی ناتوان سال گذشته که فقط گریه میکرد و دل دردهای شبونش خودش و منو اذیت می کرد حالا یه مرد کوچولو شده که امشب وقتی می خواستم پارکشو جا بجا کنم کمک من می کرد و اصرار داشت پارکو هل بده و حتی میزواز سر راهم کنار بذاره. حس خوبیه که آدم ببینه یه یاور کوچولو مثل تو داره، که خودش لحظه به لحظه بزرگ شدنشو دیده. تو می دوی، با من قایم موشک بازی میکنی، تو جارو کردن و گردگیری کمکم میکنی چشمکو خلاصه خیلی با هم خوشیم. لحظه هایی که روی پاهام میشینی تا برات کتاب بخونم رو خیلی دوست دارم. دیدن تو و با تو بودن تمام غمهای عالمو از دلم بیرون می کنه. تو بهترین هدیه خداوندی . خدایا سپاسگزار نعمت بیکرانتم. کوچولوی منو حفظ کن.

مرد کوچولوی من عاشقتمقلب

آریان ٨ ماهه

 









نویسنده : نازنین ; ساعت ٦:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۳

 دوستان خوبم سلام

پسر گلم چهارده ماهه شد. شدیدا عاشقشم. شیطون و با نمک شده . تو مهمونیها مرکز توجه قرار می گیره. شب یلدا حسابی سر همه رو گرم کرد، حتی کسایی که تا حالا ندیده بودنش. تا ساعت یک و نیم هم پا به پای همه بیدار بود.

تو ماهی که گذشت باز هم یه قرار وبلاگی داشتیم روز 16 آذر تو  بوف جام جم که خیلی خوش گذشت.

 من و آریان این روزها (البته قبل از این که هوا خیلی سرد بشه) چند بار رفتیم گردش مرکز خریدهای اطراف و یه بار هم به توصیه ساناز جون رفتیم کافی شاپ. البته هنوز یه کم براش زوده. ولی کلا خیلی خوش گذشت. چند بارهم به شهر کتاب هم سرزدیم  و یه چیزایی برای آریان و خودم خریدم.

مامانم اینا در حال اسباب کشی هستن و کمک من بهشون اینه که خونشون نرم. چون آریان همه چی رو به هم میریزه. نتیجه اینکه منو آریان حسابی خونه نشین شدیم نه می تونیم بریم گردش به خاطر بارندگی و سرما و نه می تونیم بریم خونه مامانم.. امیدوارم زودتر این دی و بهمن بگذره. من عاشق برف و سرما بودم اما حالا به خاطر آریان امیدوارم زیاد سرد نشه. آخه پارسال چند روز تو خونه زندانی شدیم. چه روزایی بود با همه سختیاش گذشت. می دونم همتون تجربه این روزای سختو دااشتین . بی خوابیها، گریه های نوزاد دوماهه، دل دردها، بی حالیهای واکسن و ........... خلاصه که گذشت و حالا من یه پسر دارم که از دیدنش لذت می برم و گاهی فکر می کنم این عشق فوق العاده است.

این دفعه چند تا عکس می ذارم از تولد تا 7 ماهگی آریان. بقیه رو هم به تدریج میزارم.

گل پسرم دوست دارمقلب

 

تولد

٣ ماهگی

چهار ماهگی

غلت زدن

اولین نوروز (پنج ماهگی)

پنج ماه و هشت روزگی

اولین غذا(فرنی)

شش ماهگی

اولین سفر

هفت ماه و دوازده روزگی (سفر)