Lilypie Third Birthday tickers آریان



نویسنده : نازنین ; ساعت ۱:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۱۳

 

امروز می خوام یه کم از خودم بگم و ببینم حال و احوال بقیه مادرایی که بچه هم سن آریان دارن چه جوریه.

راستش کم کم دارم یه جورایی دچار روزمرگی می شم. البته می دونم که مادرم. مادر نباید از این حرفها بزنه باید تا دو سالگی مثل پروانه دور بچه گردید و خیلی حرفهای دیگه................

اما راستش قبل از بچه دار شدن من نسبتا آدم فعالی بودم. ساعت 6 از خواب بلند می شدم شش و نیم از خونه میزدم بیرون  یه ربع پیاده روی تا به محل سوار شدن سرویس یک ساعت بعد می رسیدم سر کار و تا چهار بعد از ظهر کار بود و وقتی می رسیدم خونه ساعت حدود پنج و نیم بود. تازه راه می افتادم می رفتم کلاس . زبان، استخر یا کلاسای دیگه. معمولا بعدش یک شام سبک درست میکردم و شبا هم حتما قبل از خواب مطالعه می کردم. تازه بدم نمی اومد ادامه تحصیل هم بدم. راستش عاشق درس خوندن هستم.افسوس

اما الان به زور ساعت 9 پا می شم. به آریان صبحونه می دم ناهارشو آماده میکنم یه ذره به خونه میرسم حالا در این بین باید مدام مواظب این گل پسر باشم که از مبل و صندلی نیفته یا کاری دست خودش نده.و باهاش بازی کنم تا سرش گرم باشه. ظهر که ناهار خوردیم و آریان خان هم خوابش گرفت من هم به هوای اون درازی می کشمخمیازه اما تا میام دو خط کتاب بخونم چشام رو هم می افته خوابو 2 ساعت بعد آریان بیدارم می کنه هوا هم سرد و بارونی و ابری و خواب بعد از ظهر چه می چسبه خلاصه بعد هم شام آماده کردن و آخر شب 1 ساعتی پای نت و لالا و فردا صبح روز از نو روزی از نو. روزمرگی و تلفنی حرف زدنو و غذا درست کردن و شستن و روفتن و خانم خانه بودن. البته خدایی نکرده منظورم این نیست که خانه دار بودن یا خانوم خونه بودن بده. اما دوس دارم به یه نحوی وارد اجتماع بشم تا زندگیم نظم پیدا کنه حالا با کلاس رفتن یا اگه پیدا بشه یه کار پارت تایم. که بتونم به این فینگیل هم برسم.

دیگه کاملا از علم و دانشه دور افتادم. یه فیلم زبون اصلی که می بینم باید کلی حرص بخورم چون نمی فهممناراحت. وقتی پیشرفتهای علمی، تحصیلی و شغلیدوستامو می بینم احساس عقب افتادن می کنم.البته  حسودی نمی کنم و برای دوستام هم مدام آرزوی موفقیت دارم. من یه گل دارم به اسم آریان که همه دنیامه.

حالا می خوام ببینم شما چه حسی دارین؟

راستی الان افتادم رو دور جی . دی سالینجر خوندن. ناطور دشتو خوندم و الان هم دارم نغمه غمگین رو می خونم.راستی خاله بازی بلقیس سلیمانی خیلی چرند بود. کتاب خوب سراغ دارین بهم معرفی کنبن تا حداقل این یکی رو از دست ندم و همین طور فیلم خوب.

حالا یه خورده از پسری بگم. جیگر شده. وقتی می گم عشق مامان کیه ؟ میزنه رو سینش یعنی من . چند روز پیش رفته بودیم  ختم و آریان پیش مامان بزرگش (مامان بابایی) مونده بود از در که اومدم ،اومد بغلم و بدون اینکه بهش بگم بوسم کرد.دیروز  واکسن آنفولانزاشو دکتر زد. قدش 82 سانتیمتر،  12.1 کیلو هم( با لباس زمستونی و کفش) وزنش بود. مدتی بود بهش پدیاویت می دادم و راحت بودم. اما دکتر دیروز گفت که باز هم مولتی ویتامین و آهنو جدا بده. من هنوز اتاق آریانو جدا نکردم و خیلی نگران این موضوع هستم. راستی آریان اصلا آب میوه نمی خوره چیکار کنم؟

دوستای خوبم اگه اینجا رو می خونین برام کامنت بذارین خوشحال می شم.

آریان جونم دوست دارم. عشق منی . عمر منی. همه زندگی منی.قلب

 

,

ادامه مطلب





نویسنده : نازنین ; ساعت ٤:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۳

 

گل پسر ما یک سال و یک ماهه شد. در این مدت پیشرفت چشمگیر کلامی نداشته بابا، به ندرت مامان، دائی، پا، دست و چش (چشم) رو میگه. به آب هم میگه با. ولی از مبل و صندلی بالا میره و به همه چیز دست می زنه.

راستی 16 آبان یه قرار وبلاگی بود تو بوف جام جم به من و آریان که خیلی خوش گذشت. جای اونایی که نبودن خالی.

ما یه مهمونی دوستانه که حالت دوره داره 23 آبان داشتیم یه سری دوستامون هستن که کلا من باهاشون خیلی حال می کنم ولی آریان اون روز از خجالت ما در اومد و تا یک و نیم پا به پای ما بیدار بود.جالب این که بقیه بچه هاشونو نیاورده بودند تا به قول خودشون یه نفسی بکشن اما چون خیلی دوستای خوبی هستن خیلی کمکم کردند.

3 روز پیش بابایی آریان به این نتیجه رسید که باید موهای آریانو کوتاه کنه چشمتون روز بد نبینه خرابکاری کرد که نگو فرداش از شوهر عمه آریان خواستیم خرابکاریها و جاده های روی سر پسرم رو ترمیم کنه چون همیشه سر بچه هاشو خودش کوتاه می کنه البته کار خیلی سختی بود و نتیجه اینکه موی زیادی روی سر پسری باقی نمونده و به نظر من با موی بلند قشنگتر بود.  

من باز فردا مهمون دارم یه دوست قدیمی که بعد سالها برگشته ایران امیدوارم این بار آریان آبرو داری کنه .دوستم بعد از هشت سال تصمیم گرفته بچه دار بشه حال امیدوارم آریان ترغیبش کنه نه پشیمون.

کچل نازنازی مامان دوست دارم