Lilypie Third Birthday tickers آریان



نویسنده : نازنین ; ساعت ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٤

سلام به تمام دوستان خوبم

خبر جدید اینکه ٢ هفته ای میشه که مامان نازنین رفته سر کار و  آریان کوچولوی من صبحا ساعت هفت بیدار میشه میشینه تو ماشین و میریم سمت خونه مامانی جونش. و عصرها ساعت ٥ میرم دنبالش و برمیگردیم خونه. خدا رو شکرخیلی زود به صبحها زود بیدار شدن عادت کرد و حالا دیگه روزای تعطیل هم سر ساعت ٧ بیداره  ناراحت

تازگیها جمله های  کوتاه دو کلمه ای مثل آب بده، غذا بده و یا مامان بیا رو میگه. همه اعضای خانواده من و بابایی رو به اسم صدا میکنه. ماشین بابا، باباجونش( بابای من) و دایی شو خوب میشناسه.شدیدا هم مثل قبل بابایی هست.

راستش دیگه حسابی گرفتارم. خیلی حرفها و کارها هست که از آریان باید بنویسم اما یادم میره چون فرصت نمیشه بنویسم

چندتا عکس از پسر گلم میذارم زودی میام

گل مامان عشق منیقلب

یه شب خوب تابستونی

 

 

کوچولوی اهل مطالعه من