Lilypie Third Birthday tickers یک سال و یک ماهگی آریان - آریان



نویسنده : نازنین ; ساعت ٤:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۳

 

گل پسر ما یک سال و یک ماهه شد. در این مدت پیشرفت چشمگیر کلامی نداشته بابا، به ندرت مامان، دائی، پا، دست و چش (چشم) رو میگه. به آب هم میگه با. ولی از مبل و صندلی بالا میره و به همه چیز دست می زنه.

راستی 16 آبان یه قرار وبلاگی بود تو بوف جام جم به من و آریان که خیلی خوش گذشت. جای اونایی که نبودن خالی.

ما یه مهمونی دوستانه که حالت دوره داره 23 آبان داشتیم یه سری دوستامون هستن که کلا من باهاشون خیلی حال می کنم ولی آریان اون روز از خجالت ما در اومد و تا یک و نیم پا به پای ما بیدار بود.جالب این که بقیه بچه هاشونو نیاورده بودند تا به قول خودشون یه نفسی بکشن اما چون خیلی دوستای خوبی هستن خیلی کمکم کردند.

3 روز پیش بابایی آریان به این نتیجه رسید که باید موهای آریانو کوتاه کنه چشمتون روز بد نبینه خرابکاری کرد که نگو فرداش از شوهر عمه آریان خواستیم خرابکاریها و جاده های روی سر پسرم رو ترمیم کنه چون همیشه سر بچه هاشو خودش کوتاه می کنه البته کار خیلی سختی بود و نتیجه اینکه موی زیادی روی سر پسری باقی نمونده و به نظر من با موی بلند قشنگتر بود.  

من باز فردا مهمون دارم یه دوست قدیمی که بعد سالها برگشته ایران امیدوارم این بار آریان آبرو داری کنه .دوستم بعد از هشت سال تصمیم گرفته بچه دار بشه حال امیدوارم آریان ترغیبش کنه نه پشیمون.

کچل نازنازی مامان دوست دارم