Lilypie Third Birthday tickers شانزده ماهگی - آریان



نویسنده : نازنین ; ساعت ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢

 سلام دوستان

آریان  شانزده ماهه شد.

و من برای پانزده ماهگیش هیچ یادداشتی نگذاشتم. واقعا متاسفم. آخه دختره تنبل از صبح تا شب تو خونه بیکار نشستی نه کاری نه درسی اون موفع وبلاگ یه دونه پسرت رو هم آپ نمی کنی واقعا که خجالت داره.عصبانی

بگذریم. حدود 20 روز پیش 3-4 روز رفتیم کیش. هوا بسیار عالی بود و خیلی خوش گذشت جاتون خالی.  آریان در این چند روز اعتصاب غذا کرد و جزکمی شیرو چند تکه سیب زمینی سرخ کرده آنهم با خواهش و تمنا لب به هیچ چیز نزد. لازم به ذکره که در مواقع عادی هیچ وقت سیب زمینی یا به قول خودش(( می مین)) رو رد نمی کنه. دیگه اینکه تو هواپیما موقع رفت یک ساعت و نیم وول زد و نق اما طفلکم موقع برگشت خوابید آخه به خاطر 2 ساعت تاخیر تمام آتیشا شو تو سالن انتظار سوزونده بود. بیچاره اونایی که با بچه کوچیک باید 10-20 ساعت پرواز داشته باشن. 

سر فرصت عکساشو میذارم.

فکر کنم فهمیدین که موقع حرف زدن به یه مترجم تمام وقت احتیاج داره.اصولا از مخفف کردن خوشش می اد. مثلا به خیار می گه خیییییییی. یا وقتی ازش می پرسن مسافرت کجا رفته بودی می گه کییییییی (یعنی کیش).

البته هاپ هاپ، میومیو، ماما، بع بع وکواک کواک رو با بردن نام حیوان مربوطه خوب بلده بگه.

من تصمیم داشتم طبق اصول جدید روانشناسی فرزندمو بزرگ کنم و نذارم تا 2 سالگی تلویزیون تماشا کنه اما حالا تنها منجیم شده سی دی های رنگین کمان ، تاتی و ...و تا بهش میگم سی دی بذارم برات بدو بدو به سمت تلویزیون میره و دی دی، دی دی میکنه.

هوا تقریبا خوب شده و صبحا اغلب با هم می ریم بیرون گشتی می زنیم. آریان من فوق العاده عاشق ددره .

خلاصه که این پسرک من خیلی جیگر شده و خوردنی.

راستی هوا خیلی خوبه نمی خوان قرار وبلاگی بذارین؟ البته شب عیدی خیابونا خیلی شلوغه اما دلمون تنگ شده دیگه نه؟

آریان جونم با تو عشقو شناختم، عزیزم دوست دارم.قلب

شانزده ماهگیت مبارک.